یکی از آلوتروپهایاکسیژن است به فرمول O۳ که گازی با اکسیدکنندگی بسیار بالاست. ازن معمولاً ناپایدار بوده و در بسیاری از واکنشها مانند کلر عمل میکند و با مکانیزم ترکیب شدن با پروتئین و بیاثر کردن آنزیم
کاهنده که برای تنفس یاخته مهم است، به عنوان میکروب کش عمل میکند.ازن
یکی از مهمترین گازهای زمین است. طبق تحقیقات پژوهشگران تا ۲۰ سال آینده
قسمتی از لایه ازن که سوراخ شدهاست، درست میگردد.
تعریف کلی
ازون (Ozone) واژه ای یونانی است به معنی «بو» و به ویژه «بو تند»
اطلاق می شود. اوزن مولکولی با اتم سه اتم اکسیژن است مولکول اکسیژن دارای
دو اتم اکسیژن است اما تفاوت در یک اتم اکسیژن در این دو مولکول تفاوتهای
اساسی را در این دو مولکول بوجود آورده است.
چرخه ازون
در استراتوسفر
( Stratospher ) مولکول های تازه اوزن پیوسته با واکنش های شیمیایی و
دریافت انرژی لازم از پرتوهای خورشید ، به مولکول و اتم اکسیژن تجزیه می
شوند. این اتم های اکسیژن که بسیار فعالند، طی مدت زمان کوتاهی کمتر از
کسر ثانیه ، از هم جدا و به مولکولهای اکسیژن متصل می شوند و تشکیل
مولکولهای سه اتمی اکسیژن ، یعنی ازون ، میدهند. غیر از این چرخه طبیعی ،
طی واکنش هایی با ازت و هیدروژن و کلر تولید شده در سطح و رها شده به
اتمسفر ، از بین میرود.
فرمول ازون به صورت رزونانسی نمایش داده می شود.(اگر کسی اطلاعات بیشتری در این مورد دارد توی نظر ها بگه تا من توی وبلاگ بذارم)
اهمیت ازون در زندگی بشر
اگر فضانوردی ، در ارتفاع زیاد ، به این سیاره خانه ما نگاه کند، نوار
نازک آبی رنگی که دور زمین را فراگرفته ، نظرش را جلب خواهد کرد. این پوشش
شفاف ، حیات را در جو زمین تأمین مینماید. حیات ، بصورتی که ما
میشناسیم، تنها با پوشش حفاظتی ازون میسر میشود. بدون وجود اوزن ادامه ی
زندگی امکان ناپذیر است. پرتوهای خورشیدی ، یکنواخت نیست. این پرتوها ، شامل پرتوی به نام پرتو فرابنفش است.
چنانچه تمامی این پرتوها به سطح زمین می رسید، وجود زندگی در روی زمین
امکان ناپذیر است. زیرا این پرتوها حامل مقدار زیادی انرژی مرگزا برای
موجودات زنده است. خوشبختانه تنها بخش ناچیزی از پرتو فرابنفش خورشید به
سطح زمین میرسد. قسمت بیشتر این پرتو ، انرژی خود را در ارتفاع 20 تا 30
کیلومتری سطح زمین و در جو آن از دست میدهد. در این عمق از جو فراگیرنده
زمین، مقادیر متنابهی ازون موجود است و این ازون، پرتو فرابنفش را جذب می
کند.
رایحه تازگی پس از آذرخش
پس از آذرخش
، تنفس شما با آسودگی بیشتری صورت میگیرد. هوا پاکیزه و پر از تازگی است.
علت این است که رعد و برق ، سبب تولید گاز اوزن در جو می شود و همین گاز
است که هوا را تازهتر مینماید.
نقش ازون در ضد عفونی آب
آبی که میآشامیم، کلریزه است. این آب زیانآور است و مزه آن نیز
ناخوشایندتر از مزه آب چشمه است. آب ضد عفونی شده با ازون ، عاری از هر
گونه باکتری زیانآور است و مزه آن نیز خوشایندتر است.
انسان و نابودی لایه اوزن
فعالیت انسانها بر روی زمین در سپر حفاظتی اوزن ، اثر میگذارد. از
نیمه قرن بیستم ، فعالیت انسان روی زمین موجب بروز ضایعاتی در لایه اوزن
شده و به نظر میرسد که حیات روی کره زمین در معرض مخاطره قرار گرفته است.
در واقع انسان ناخواسته هوا را با مواد شیمیایی آلوده میکند و سپر حفاظتی
خود را از بین میبرد. در اواسط دهه 1970 ، دانشمندان به امکان تاثیر
پرواز هواپیماهای تندرو و یا فوق سرعت صوت و مواد شیمیایی موجود در
قوطیهای عطر پاش روی لایه اوزن پی بردند.
هواپیماهای فراصوت ، در ارتفاعات بسیار زیاد که هوا رقیقتر و مقاومت
آن در برابر بدنه هواپیما کمتر است ، پرواز میکنند و ازت فعال موجود در
دود خروجی از موتور هواپیما اثر ضایع کننده بر روی لایه اوزن دارد. گازهای
کلرو فلوئورو کربن
(CFC) نیز که در خنک کننده ها و دستگاه های تهویه مورد استفاده قرار
میگیرد، روی اوزن استراتوسفری خطرناک میباشد. هر اتم کلر آزاد شده از
این گازها ، حدود یک صد هزار مولکول اوزن را نابود میکند و با مصرف این
گازها طی یک دهه مقادیر زیادی ازون از بین رفته و تراکم این گاز در
استراتوسفر کاهش یافته است.
زیان های گاز ازون
ازون از واکنش با مواد شیمیایی آلوده کنندهای که در سطح زمین ، تولید
و متصاعد شدهاند، دوباره وارد تروپسفر (Tropospher) میشود و به سطح زمین
میرسد. در این حالت ، ازون نقش مخرب و آلوده کننده دارد. چون همراه با
مواد شیمیایی دیگر بافتهای حیاتی ، جانوری و گیاهی را به شدت آسیب میزند.
ازون ، در ارتفاع کم از سطح زمین ، همراه دود و بخار موجود در هوا در
بسیاری از شهرهای بزرگ و صنعتی جهان ، موجب تشدید آلودگی میگردد. ازون در
نقاط پایین اتمسفر یعنی تروپسفر ، مانند گازهای گلخانهای عمل میکند و افزایش تراکم آن در این ناحیه در بالا بردن گرمای عمومی کره زمین موثر است (گرم شدن زمین).
+ نوشته شده در دوشنبه دوازدهم اسفند 1387ساعت 13:22  توسط
|
/*
/*]]>*/
فرض کنید گربه ای در جعبهای در بسته زندانی است. در این جعبه یک شیشه گاز
سیانور،
یک چکش، یک حسگر پرتوزا (رادیواکتیو) و یک منبع پرتوزا نیز وجود
دارد. همانطور که میدانید ذرات پرتوزا بصورت نامنظم تابش میکنند و به همین دلیل
برای آنها نیمه عمر در نظر میگیرند. حال فرض کنید سنسور و
چکش طوری تنظیم شده باشند که در صورت تابش موج پرتوزا بین ساعت ۱۲ و ۱۲:۰۱، چکش شیشه حاوی گاز را شکسته و گربه بمیرد. اگر شما در
ساعت ۱۲:۰۱ در جعبه را
باز کنید چه خواهید دید؟ اگر از طریق فرمول نیمه عمر منبع، احتمال تابش بین ساعت ۱۲ و ۱۲:۰۱ را ۵۰٪
پیش بینی کنید. گربه داخل جعبه در هنگام برداشتن درب جعبه ۵۰٪ مرده است و ۵۰٪ زنده است. اما وقتی درب جعبه را بر میدارید خواهید دید
که گربه یا مرده و یا زنده است. نمی توان گفت ۵۰٪ سلولهای
بدن گربه مردهاند و ۵۰٪ آنها زنده اند. در فاصله یک لحظه، احتمال به یقین تبدیل
خواهد شد. این امر کاملاً متضاد با مکانیک کوانتومی میباشد. همانطور که گفتیم هیچگاه نمیتوان
موقعیت یک سیستم را به دقت اندازه گیری نمود. اما در این مثال کاملاً این امر ممکن
شده است.
این گونه پارادوکسها در مکانیک کوانتومی بسیار زیاد است. اما
با این همه مکانیک کوانتومی در پیش بینی نتایج بسیاری از آزمایشها به طور درخشانی موفق بوده است و زمینه
تقریباً تمامی علم و فن نوین است. بر رفتار ترانزیستورها و مدارهای مجتمع که جزء اساسی وسائلی نظیر تلویزیون و رایانهاند،
فرمان میراند و نیز بنیاد شیمی
و زیستشناسی نوین میباشد.
پینوشت:توجه کنید که
نه شرودینگر و نه هیچ فیزیک دان دیگری دقت نکرده است که گربه خودش یک مشاهده کننده
است. پس این سیستم رفتاری کلاسیک خواهد داشت.
+ نوشته شده در دوشنبه دوازدهم اسفند 1387ساعت 13:16  توسط
|
/*
/*]]>*/
فرض کنید گربه ای در جعبهای در بسته زندانی است. در این جعبه یک شیشه گاز سیانور، یک چکش، یک حسگر پرتوزا
(رادیواکتیو) و یک منبع پرتوزا نیز وجود دارد. همانطور
که میدانید ذرات پرتوزا بصورت نامنظم تابش میکنند و به همین دلیل برای آنها نیمه عمر در نظر میگیرند. حال فرض کنید سنسور و
چکش طوری تنظیم شده باشند که در صورت تابش موج پرتوزا بین ساعت ۱۲ و ۱۲:۰۱، چکش شیشه حاوی گاز را شکسته و گربه بمیرد. اگر
شما در ساعت ۱۲:۰۱ در جعبه را
باز کنید چه خواهید دید؟ اگر از طریق فرمول نیمه عمر منبع، احتمال تابش
بین ساعت ۱۲
و ۱۲:۰۱ را ۵۰٪ پیش بینی کنید. گربه داخل جعبه در هنگام برداشتن
درب جعبه ۵۰٪ مرده است و ۵۰٪ زنده است. اما وقتی درب جعبه را بر میدارید
خواهید دید که گربه یا مرده و یا زنده است. نمی توان گفت ۵۰٪ سلولهای بدن گربه مردهاند و ۵۰٪ آنها زنده اند. در فاصله یک لحظه، احتمال به
یقین تبدیل خواهد شد. این امر کاملاً متضاد با مکانیک کوانتومی میباشد.
همانطور که گفتیم هیچگاه نمیتوان موقعیت یک سیستم را به دقت اندازه گیری نمود.
اما در این مثال کاملاً این امر ممکن شده است.
این گونه پارادوکسها در
مکانیک کوانتومی بسیار زیاد است. اما با این همه مکانیک کوانتومی در پیش بینی
نتایج بسیاری از آزمایشها به طور درخشانی
موفق بوده است و زمینه تقریباً تمامی علم و فن نوین است. بر رفتار ترانزیستورها و مدارهای مجتمع که جزء اساسی وسائلی نظیر تلویزیون و رایانهاند، فرمان میراند و
نیز بنیاد شیمی
و زیستشناسی نوین میباشد.
پینوشت:توجه کنید که نه شرودینگر و نه هیچ فیزیک دان
دیگری دقت نکرده است که گربه خودش یک مشاهده کننده است. پس این سیستم رفتاری
کلاسیک خواهد داشت.
+ نوشته شده در یکشنبه یازدهم اسفند 1387ساعت 14:4  توسط
|
با سلام اولین مطلبم در باره ی بمب اتمی است.اگر کسی حاضر به همکاری هست توی نظرات بنویسه.
/*
/*]]-->*/
/*
/*]]-->*/
بمب اتمی نام رایج وسایل انفجاری است
که در آنها از انرژی آزاد شده در فرآیند شکافت هستهای، یاگداخت هستهای برای
تخریب استفاده میشود. بمبهای اتمی که برمبنای گداخت کار میکنند نسل نوین بمب
اتمی هستند و قدرتی بسیار بیشتر از بمبهای شکافتی دارند. مبنای آزاد شدن انرژی در هر
دو نوع بمب اتمی تبدیل ماده به انرژی (E = mc2)است اما در بمبهای گداختی جرم بیشتری
از ماده به انرژی تبدیل میشود.
نخستین بمب اتمی که بمبی
پلوتونیومی(از نوع شکافتی) بود در سال ۱۹۴۵م در جریان جنگ جهانی دوم در آمریکا
ساخته و در شانزدهم ژوئیهٔ ۱۹۴۵م در صحرای آلاموگوردو در نیو مکزیکوی آمریکا آزمایش شد. آمریکا تنها کشوری است که از بمب اتمی (شکافتی-اورانیومی در هیروشیما وشکافتی
- پلوتونیومی در ناگازاکی) استفاده نظامی کردهاست. شوروی در
سال ۱۹۴۹ دارای
بمب اتمی شد.
اختراع این
سلاح،ریشه طولانی در تاریخ علم فیزیک و شیمی دارد اما استفاده از دانش به دست آمده،
برای ساخت بمب اتمی بیشتر به روبرت
اوپنهایمر و ادوارد تلر نسبت
داده میشود.
اولین تلاشها در جهت ساخت
بمب اتمی در آلمان نازی آغاز گشت. در این دوران، شیمیدانی به نام پل هارتک از اساتید دانشگاه هامبورگ
به توان بالقوه نیروی اتمی برای کاربردهای نظامی پی برد. وی در ۲۴ فوریه ۱۹۳۹ امکان استفاده از انرژی
هستهای به عنوان یک سلاح با توان تخریبی نا محدود را طی نامهای به وزارت جنگ در برلین
اطلاع داد. بدنبال این امر گروهی برای تحقیق در این رابطه تشکیل شد و وارنرهایزنبرگ فیزیکدان برجسته آلمانی به
طور غیر رسمی سرپرست تیم تحقیقاتی آلمان برای ساخت بمب هستهای گشت.
در همین زمان، آلبرت انیشتین طی
نامه معروف خود به روزولت رئیس
جمهور وقت آمریکا خطر دستیابی آلمان به تولید بمب اتمی را گوشزد کرد. متعاقب این
اخطار روزولت دستور ایجاد پروژه منهتن با
هدف تحقیق در این رابطه و تولید بمب اتمی را با همکاری کشور انگلستان صادر کرد.
برای این پروژه تأسیساتی در لوس آلاموس در ایالت نیومکزیکو، اوک ریج ایالت تنسی و
همفورد ایالت واشنگتن به کار گرفته شدند و تیمی از برجستهترین دانشمندان آن دوران
به استخدام این پروژه در آمدند. محققان آلمانی هرگز موفق به طراحی و ساخت بمب اتمی
نشدند. اما تیم آمریکایی به سرپرستی فیزیکدان برجسته، جی آر اوپنهایمر موفق به
ساخت عملی اولین بمب هستهای بود که در ۱۶ جولای ۱۹۴۵ در ناحیهای موسوم به
ترینیتی در نیومکزیکو آزمایش شد.
به فاصله کوتاهی در ۶ آگوست ۱۹۴۵،بمب افکن اسکادران ۵۰۹ نیروی هوایی آمریکا موسوم
به Enola Gay(که اکنون در موزهای در واشنگتن نگهداری
میشود)، از پایگاهی در جنوب اقیانوس آرام به
پرواز در آمد و در ساعت ۸:۱۵ دقیقه به وقت محلی، بمب موسوم به پسر کوچک را بر شهر هیروشیما منفجر
ساخت. این بمب که در طراحی آن از ۶۴ کیلوگرم اورانیوم استفاده
شده بود، از ارتفاع ۹۶۰۰ متری رها شد و در ارتفاع ۵۸۰ متری سطح زمین با شدتی
معادل با انفجار ۱۵ کیلو تن TNT منفجر شد. مجموع تلفات اولیه و کشته
شدگان ناشی از عوارض این انفجار را بالغ بر ۱۴۰۰۰۰ نفر تخمین میزنند. سه روز
بعد در ۹ آگوست
انفجار بمب مرد چاق در شهر ناکازاگی موجب مرگ ۷۴۰۰۰ نفر دیگر شد. این بمب که از
پلوتونیوم به
عنوان ماده شکافت پذیر استفاده میکرد، انفجاری به شدت ۲۱ کیلوتن TNT ایجاد کرد. بمب دیگری نیز در پروژه منهتن تولید
شده بود که هرگز از آن استفاده نشد.
پس از پایان جنگ دوم جهانی
دانشمندان در آمریکا به تحقیق در رابطه با تسلیحات هستهای ادامه دادند. اگرچه این
تصور وجود داشت که هیچ کشوری دیگری در دنیا نمیتواند تا پیش از سال ۱۹۵۵ به فنآوری ساخت سلاح هستهای
دست یابد، اما کلاوس فیوکس یکی از فیزیکدانان آلمانی که
در رابطه با مواد فوق انفجاری (High Explosive)
با تیم
اوپنهایمر همکاری میکرد، طرحها و جزئیات طراحی بمب آزمایش شده در ترینیتی را در
اختیار جاسوسان شوروی قرارداد. به این ترتیب در ۲۹ آگوست ۱۹۴۹ اتحاد جماهیر شوروی سوسیالیستی اولین آزمایش اتمی خود را با
موفقیت انجام داد و غرب را در وحشت فرو برد. این انفجار اثر زیادی در تسریع جنگ سرد گذارد
و موجب ایجاد رقابت تسلیحاتی بین آمریکا و شوروی گردید.
پس از آن ایالات متحده جهت
حفظ برتری تسلیحاتی خود ، تحقیق در رابطه با ساخت بمب گداختی(یا هیدروژنی) یا به عبارت
دقیقتر ، تسلیحات گرما-هستهای (Termo- Nuclear)
را آغاز
کرد.پیش از این اوپنهایمر به دلیل اتخاذ مواضعی بر
علیه ساخت تسلیحات هستهای از سرپرستی پروژه کنار گذارده شد و ادوارد تلر هدایت
عملی پروژه ساخت بمب هیدروژنی را
برعهده گرفت. نخستین آزمایش یک وسیله گرما-هستهای با اسم رمز مایک در نوامبر
سال ۱۹۵۲ در
جزیره کوچکی به نام الوگالب در مجاورت انی وتاک در جزایر مارشال انجام
شد.وزن تجهیزات به کار رفته در این انفجار شامل دستگاههای تبرید به بیش از ۶۵ تن میرسید. از آنجایی که در
این سیستم مستقیما از ایزوتوپهای دوتریوم و
تریتیوم مایع
استفاده میشد، به آن لقب بمب خیس(wet bomb) داده بودند .پیش بینی میشد
که قدرت این انفجار معادل یک یا دو مگاتن تی ان تی باشد. اما برخلاف انتظار شدت
انفجار معادل ۱۰٫۴ مگاتن تی ان تی بود. نتایج انفجار بسیار هراسناک بود. قطر گوی آتشین حاصل
از این انفجار به ۵ کیلومتر رسید. جزیره الوگالب تقریباً تبخیر شد و حفرهای به عمق ۸۰۰ متر و شعاع دهانه ۳ کیلومتر برجای ماند.
منطقه انفجار بمبهای هستهای
به پنج قسمت تقسیم میشود:۱- منطقه تبخیر ۲- منطقه تخریب کلی ۳- منطقه آسیب شدید گرمایی ۴- منطقه آسیب شدید انفجاری ۵- منطقه آسیب شدید باد و آتش. در منطقه تبخیر درجه حرارتی معادل سیصد میلیون
درجه سانتیگراد بوجود میآید و هر چیزی، از فلز گرفته تا انسان و حیوان، در این
درجه حرارت آتش نمیگیرد بلکه بخار میشود.
آثار زیانبار این انفجار حتی
تا شعاع پنجاه کیلومتری وجود دارد و موج انفجار آن که حامل انرژی زیادی است میتواند
میلیونها دلار تجهیزات الکترونیکی پیشرفته نظیر ماهوارهها و یا سیستمهای
مخابراتی را به مشتی آهن پاره تبدیل کند و همه آنها را از کار بیندازد.
اینها همه آثار ظاهری و فوری
بمبهای هستهای است . پس از انفجار تا سالهای طولانی تشعشعات زیانبار رادیواکتیو
مانع ادامه حیات موجودات زنده در محلهای نزدیک به انفجار میشود.
پرتو رادیو اکتیو از پرتوهای
آلفا، بتا، گاما و تابش نوترونی تشکیل شدهاست. نوع آلفای آن بسیار خطرناک است ولی
توان نفوذ اندکی دارد. این پرتو در بافت زنده تنها کمتر از ۱۰۰ میکرون نفوذ میکند اما
برای آن ویرانگر است. پرتوی گاما از دیوار و سنگ نیز عبور میکند.هر ۹ میلیمتر سرب یا هر ۲۵ متر هوا شدت تابش آن را نصف
میکند. این پرتو نیز با توجه به فرکانس بسیار بالا، انرژی زیادی دارد که اگر به
بدن انسان برخورد کند از ساختار سلولی آن عبور کرده و در مسیر حرکت خود باعث تخریب
ماده دزوکسی ریبو نوکلوئیک اسید یا همان DNA شده و سرانجام زمینه را برای پیدایش انواع سرطانها،
سندرمها ونقایص
غیر قابل درمان دیگر فراهم میکند وحتی این نقایص به نسلهای آینده نیز منتقل
خواهد شد. برای جلوگیری از نفوذ تابش گامابه حدود ۱۰ سانتیمتر دیوارهٔ سربی
نیاز است
ساخت این نوع بمب اتمی بسیار
ساده می باشد و تنها به مقدار کافی اورانیوم با خلوص مناسب که به روش مناسبی قالب
گیری شده باشد (فرم نیم کروی)احتیاج دارد. در این روش اورانیوم قالب گیری شده توسط
تفنگ ساده ای مورد هدف قرار می گیرد.این تفنگ مانند تفنگ جنگی بسیار ساده ای می
باشد که تنها با باروت و یا هر چیز قابل انفجار دیگری پرشده و گلوله آن تنها
اورانیوم غنی شده می باشد.برخورد دو قطعه اورانیوم باعث انفجار هسته ای می
شود.بعلت اینکه دو قطعه اورانیوم همدیگر را دفع می کنند روش غالب گیری نیم کروی
مهمترین بخش این کار می باشد.
این لینک هایی هم که وسط این تحقیق می بینید اگر روشون کلیک کنید دربارشون می یاد البته توی ویکپدیا البته بعضی هاش نداره می تونید خودتون کامل کنید.
نظر از یاد نرود!
+ نوشته شده در دوشنبه پنجم اسفند 1387ساعت 20:12  توسط
|